نوروز در آیینه اقوام ایرانی
نوروز در آیینه اقوام ایرانی

نوروز در آیینه اقوام ایرانی

از رسوم نوروز در خراسان و زنجان بیشتر بدانید.

آنچه باید همه زنان درباره یائسگی بدانند

آنچه باید همه زنان درباره یائسگی بدانند

مهم نیست چه سنی داشته باشید؛ اگر زن هستید باید در هر سنی از یائسگی خبر داشته باشید.

نوروز در آیینه اقوام ایرانی

هر چه قدر هم که بخواهیم نوروز را یک رسم دقیق و یکدست بدانیم، هر چه قدر هم که بگوییم همه چیز را مثل دوره باستان برگزار کنید در این نوروز باز هم یک واقعیت جلوی همه حرف ها را می گیرد: اقوام خوش ذوق ایرانی هر کدام رسم خاصی چاشنی آن آیین کهنه کرده اند. رسومی که هرکدام در جایگاه خودشان دل آدم را آب می کنند. اینجاست که یادمان می افتد فرهنگ از هر چیز دیگری قوی تر است.

 

نوروز ، رسوم ، خراسان ، زنجان ، اقوام ایرانی ، کوزه شکنی ، نغمه خوانی

 

نوروز در خراسان با صفاست

می گویند در سال های بسیار دور در قسمت شمالی خراسان، مراسم کوزه شکنی یکی از مهم ترین برنامه های مردم هنگام پاورچین رسیدن بهار بوده است. گرچه امروز از این رسم استقبال زیادی نمی شود، اما مردم در روستاهای شمالی خراسان هنوز هم به کوزه شکنی معتقدند. مادر خانواده یک کوزه سفالی را از آب پر می کند و گاهی مقداری سکه هم در آن می اندازد. بعد پسر (یا پسران) خانواده به مرتفع ترین قسمت خانه(معمولا پشت بام) می رود و کوزه را به سمت زمین پرتاب می کند. کوزه می شکند، آب روی زمین پخش می شود و همه اعضای خانواده هلهله می کنند. شکستن کوزه از قدیم به عنوان راهی برای از بین بردن آلودگی و اندوه های یک سال گذشته مرسوم بوده است. مردم خراسان در روز کوزه شکنی، ظروف مسی خود را هم برای سفید کردن به دست مسگرهای دوره گرد می دادند. شب همان روز هم عیشِ شامِ نوروزی به پا می شد. مصطفی از اهالی روستای آق قلعه (توابع اسفراین) را در مشهد پیدا کردم. پدر و مادرش هنوز هم در روستا هستند اما خود مصطفی در شهر کار می کند. نامزد دارد و امشب قرار است برای شام نوروزی به خانه نوعروس بروند: « معمولا این طوری ست که خانواده داماد برای مبارکی نوروز لباس، کفش و کیف و خوراکی های مربوط به عید مثل آجیل و حتی میوه را به خانه پدر عروس می برند. خانواده عروس هم شام مفصلی درست می کنند و یک شب قبل از عید را دور هم می گذرانند.». کمی آن طرف تر از مغازه خشکبار فروشی مصطفی، دخترکی با مادربزرگش بساط شال و روسری به پا کرده اند. می پرسم اهل مشهد هستید؟! دخترک با خنده معصومانه ای که به درد حال و روز نوروزی می خورد، جواب می دهد: «عزیز جونم مال یکی از روستاهای فریمان هستن... چهار بست باغ...». کنار عزیز جانش جای کوچکی پیدا می کنم و می نشینم. حتم دارم این روسری های قلاب بافی بوی دست های عزیز جان را همراه خودشان دارند: « از رسم های نوروزی قدیم برام حرف می زنید؟!». از کنار بساطش یک کیسه پارچه ای کوچک نخودچی به سمتم می آورد و تعارف می کند: « کدومش رو بگم؟!... آب جوجه خروس!». چشم هایم گرد می شوند. آن قدر شبیه علامت سوال می شوم که با خنده برایم می گوید: «خیلی خاصیت داره. قدیم می گفتن اگر شب سال آب جوجه خروس یا شیر بخوری، پوست تنت یه سال نرم و لطیف می شه. تو دهِ ما لحظه تحویل سال همه یه گوخدا (خرخاکی) تو مشتشون می گرفتن، مادرم سر، دل، جگر، سنگدان و گردن مرغ رو می پخت و به پدرم می داد. می گفت باعث می شه یک سال بی پول نمونیم.... آخرین غذای سال هم کوکو بود. چون بعد از عید دیگه نباید با گفتن اسمش دنبال چیزی می گشتیم. کو؟ کو؟... . مادرم این طوری می گفت.».

این را هم بدانید که اگر مهمان نوروزی خراسانی ها باشید، شیرینی های بی نظیری نصیبتان می شود: لوز، نیم شکر، باقلوا، نقل، مسقطی و بهشتی، نان بادامی، نان نخودی، نان تاج، نان کرمی، ساق عروس و شیرینی بادبزنی، نازک نارنجی، نان خامه ای و نارنجک، مهم تر از همه شیرینی زنجبیلی و پادرازی. قدیم ترها مردم خراسان در نوروز برای سرگرمی بازی های محلی جالبی هم انجام می دادند: آرا آرا، استای زنجیرباف، جوز بازی، عرقچین گردونک، لوچمبه، و خرسوز پالون سوز.

از نوروز زنجان چه خبر؟!

یکی از زیباترین رسوم نوروزی میان مردم زنجان، نغمه خوانی است. کودکان زنجانی در آستانه نوروز (یک تا 2 هفته مانده به سال جدید) در کوچه و خیابان ها جمع می شوند و همزمان را قدم زدن نغمه «بهار آمد» را  یک صدا می خوانند: «چیخین داما آتین آتش فیشنگی، قؤیون گئتسین بؤردان اهل فیرنگی، یومورتانی بئزلر یئدی رنگی، بهار آمد بهار آمد خوش آمد»! یعنی روی پشت بام ها رفته و آتش روشن کنید، بگذارید غم های بیگانه و تمامی آنچه که ما را غمگین کرده از اینجا برود، در اینجا تخم مرغ را به هفت رنگ تزئین می کنند، بهار آمد بهار آمد خوش آمد. آن وقت اهل محل به سمت بچه ها می آیند و به آنها انار، آجیل، انجیر خشک، سکه، نقل و ... هدیه می دهند. یک رسم دیرینه زنجانی ها هم (که به نظر می آید به کلی منسوخ شده) رنگ کردن دیوارهای کاه گلی است. آنها از دشت و کوه گچ سفید به خانه هایشان می آوردند، با آب مخلوط کرده و با جارو روی دیواها می پاشیدند. زنجانی ها خاک زرد را برای تغییر رنگ به قرمز روی آتش می گذاشتند و بعد با سلیقه خود و به کمک انگشت های دست نقش هایی از گل و درخت روی دیوارها طراحی می کردند.

 

توصیه کلون: رسوم نوروزی شهرتان را برای ما هم بنویسید.

پسندیدم 5

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

یک رسمهایی را از شهر ما گفتید که خودم نمیدونستم

کاربر مهمان پسندیدم 0

ولی مادر من که خراسانی ست این رسم ها را برای ما تعریف می کرد. شاید هم شما زنجانی باشید :)))))))))))

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

توی گیلان شب عید گردو بازی می کنند

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

ما هم در آذربایجان رسم نغمه خوانی داریم

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

نمي دونم رسم تهراني ها است يا تو شهرهاي ديگه هم هست كه شب عيد حتما پلوسبزي و ماهي مي خوريم، بعضي اوقات كوكو داره ،

منو خانه وارد شوید ثبت نام